تو به من بگو
چرا درخت نباشم، وقتی تو در من همه این پرنده ای ؟
ذهنم پر از لانه هایی است که برای تو ساخته ام .

در ابتدای سال 94 توسط یکی از بازرسان روستاهای حاشیه نشین، با مدرسه روستای علی آباد بخش دشت ارژن استان فارس آشنا شدیم که این مدرسه دارای 15 دانش آموز در 5 مقطع تحصیلی بود که در ابتدا از حداقل امکانات آموزشی، رفاهی از جمله میز و صندلی و بخاری محروم بودند.
از طرفی دیگر شور و امیدی که در معلم این کلاس و 15 دانش آموز دیده می شد، هر مرده ای را به حرکت وا می داشت تا در کنار دانش آموزان سعی در رفع بحران روستا کند .
بعد از اولویت بندی نیازمندی روستا متوجه دو مسئله در وضعیت بحرانی به سر می برد :
1 – مسئله عدم برخورداری مدرسه از امکانات اولیه ، مثل نبود میز و صندلی، نبود کتابخانه، نبود وسیله گرمایشی با توجه به کوهستانی بودن منطقه
2- آلوده بودن آب آشامیدنی روستا به دلیل وجود لوله های قدیمی و پوسیده زیر زمینی
با ارسال فراخوان، مبلغی توسط چند دوست جهت بازسازی مدرسه جمع آوری شد و بعد از رایزنی با آموزش و پرورش منطقه شروع به کار کردیم .
در ابتدای شروع کارمان، فضای مدرسه و محرومیت های آموزشی و حتی محرومیت های روستا که فاقد لوله کشی گاز بود، مدام صحنه ای از کویر برایم جلوه گر میشد هر چند که در منطقه ای کوهستانی و پر از درخت بودیم و مدام به خود می گفتم خواهران و بردران ما در وضعیتی دشوار به سر می برند؛ وضعیتی که هر یک از ما ممکن بود در آن زاده شویم یا شاید روزی در آن قرار بگیریم و این برایم تجسمی از دسته ای پرنده در یک کویر بدون درخت را یاد آور می شد .
از سوی دیگر هر چه که بیشتر با بچه ها و اهالی روستا زندگی می کردیم بیشتر استعداد و شوق یادگیری بچه ها برایمان جلوه پیدا می کرد و بعد از هر دیدار شور و امیدی که در دانش آموزان و اهالی روستا دیدم احساس می کردم که پرنده ای هستند که شوق پرواز و توانای اوج گرفتن را دارند ولی افسوس که در این کویر درختی یاری گر و نجات دهنده از این محرومیت برای این پرندگان وجود ندارد؛ و به خود می گفتم در این سو ماییم که کار، روابط انسانی سطحی و داشته هایمان گرمایی را که همیشه نیازمند و خواهان آن بوده ایم به زندگی مان نمی بخشد، چرا که ما یکدیگر و نعمت بودن با یکدیگر و برادری و عشق را به فراموشی سپرده ایم، پس اسم این پروژه را گذاشتیم :
من درخت ، تو پرنده

پروژه من درخت، تو پرنده تمام تلاشش بر این بود تا به کودکان و نوجوانان یاد دهد که با همبستگی و امید می توان در دل هر کویری پرواز کرد و از روی یک درخت به روی یک درخت دیگر نغمه سرایی کرد چرا که عدالت در آموزش و بهره مندی از امکانات بهداشتی حق همه است .
در بازسازی مدرسه از همیاری خود دانش آموزان استفاده کردیم تا یاد بگیرند که می توانند خالق زندگی خود باشند و با کمی تلاش و بلند همتی هر کویری را به بهشت تبدیل کنند .
خواست ما این بود تا به آن ها یاد دهیم که بر روی شیوه زندگی شان در آینده فکر کنند و به بچه ها یاد می دهیم که می توانند خالق محیط و بهشت خودشان باشند .
به یاری خدا اگر بتوانیم تنها یک دانش آموز را از این کویر محرومیت با تلاش خودش نجات دهیم و نعمت پرواز کردن را به او یاد آور شویم، تمام دنیا فرصتی برای زیستن او خواهد بود …

فرصت آموزش حق همه است …

در صورتی که در نزدیکی خود منطقه محرومی را می شناسید که کودکان آن، دچار محرومیت های آموزشی و بهداشتی هستند و شما تمایل دارید که تمام هستی خود را علیه این محرومیت ها به کار گیرید، می توانید از طریق آدرس ایمیل زیر با بنده ارتباط برقرار کنید و هم چنین ادامه دهنده پروژه ” من درخت، تو پرنده ” باشید .
انشالله با هم فکری هم و به اشتراک گذاشتن تجربیات پروژه من درخت، تو پرنده در جهت فقر زدایی منطقه مورد نظر شما اقدام خواهیم کرد .
فرصت آموزش حق همه کودکان است …

دست در دست هم؛ این راهی است که به تنهایی نمی توان پیمود …
موهبت های زندگی، سلامتی، دانش و دوست را وقتی بخواهیم که تملک کنیم و نگه داریم از کف می دهیم؛
هستی ات را احتکار نکن، به جریانش بینداز، بگذار که عشق و دهش زندگی ات را متحول کند…